حسن حسن زاده آملى

55

دروس معرفت نفس (فارسى)

كمال نرسيده است قدر و قيمت ندارد ، بايد از همسالان و همزادان خود كه شب و روز را به بيكارى و ولگردى و هرزگى به سر مىبرند سخت دورى گزينيد كه رهزن شمايند ، اين گروه روى سعادت را نخواهند ديد ، چند روزى در مقام خيال به تازگى رنگ و رخسار خود سرگرم و به پوشاكهاى گوناگون بوقلمونى و طاووسى دل خوشند و به زودى نه آن را دارند و نه اين را و نه كمالى تحصيل كرده‌اند كه بدان دل گرم باشند ، ناچار بعدا يا بايد تن به گدايى در دهند و يا به دزدى و ديگر بيچارگيها مزاحم اجتماع باشند و زندگى را بگذرانند . با آنان همنشين نشويد كه هم از اكنون به شما بگويم نطفه و مربّى و اجتماع و معاشر از اصولىاند كه در سعادت و شقاوت انسانى دخلى بسزا دارند . جوانا سر متاب از پند پيران * كه پند پير از بخت جوان به البته در اصول نامبرده و ديگر اصول انسانى سخن به ميان مىآيد و بحث آنها فرا مىرسد . يك پزشك زحمت كشيدهء انسان را در نظر بگيريد ؛ او به هر شهرى قدم نهد با يك قلم و چند برگ كاغذ به ديدن چند بيمار و نوشتن چند نسخه در مدّت كمى مردم آن شهر را به سوى خويش مىكشاند و از هر آشنايى آشناتر و از هر عزيزى گرامىتر مىشود . اين موقعيت ميوهء درخت وجود اوست كه آن درخت را از اوان نهال بودنش درست به بار آورده است ؛ و اين كمال ذاتى است كه چون طراوت چهره و لباسهاى الوان دستخوش فرتوتى و كهنگى نمىگردد . اين اديسون مخترع برق اگر چون همسالان نابخردش روزگار مىگذرانيد و سرگرم به خوش گذرانيها و بيهودگيها مىبود از چه رو مىتوانست سرمايهء هوش و بينش خود را به كار ببرد و از نور انديشهء خود به جهانيان نور دهد ؟ ! بايد دوستانم از روش نابخردان همواره دورى گزينند و بدانند كه اكثر بزرگسالان عصر ما به حدّ بلوغ نرسيده‌اند و در راه آن نيستند و بكوشند كه هر روزشان بهتر از روز پيش باشد .